وابستگی صنایع به دلار موجب میشود تا نوسانات این ارز جهانی همواره بیشترین تاثیر را بر صنایع مختلف داشته باشد. بازار سرمایه هم مجموعهای از صنایع مختلف اعم از فولادی، پالایشی، دارویی، خودرویی و سایر صنایع است و همین نرخ دلار موجب تاثیرگذاری در قیمت اولیه محصولات، صادرات و واردات خواهد شد. در این مطلب از مجله زاگرس قصد داریم تا تاثیر نرخ دلار نیما بر صنایع مختلف بازار سرمایه را بررسی کنیم، همراه ما باشید.
تاثیر دلار بر بازار سرمایه
بازار سرمایه ایران طی سالهای اخیر به دلیل رشد نرخ ها با افزایش همراه بوده است؛ به عبارتی رشد بازار سرمایه نمیتوان به تکنولوژی و یا عملکرد قوی شرکتها نسبت داد. ضمن اینکه دولت در ساختار بودجه به دلیل فروش بالای قیمت نفت و هزینه های به نسبت پایین تر، دخالت کمتری در بازار داشت. اما به مرور با افزایش کسری بودجه دولت و هم چنین تلاش در جهت پایین نگه داشتن دلار در جهت ارایه کارنامه مناسب، دخالت دولت در بازار سرمایه و قیمت ها بیشتر شد؛ به طوریکه با ایجاد قیمت گذاری دستوری ارزش دلاری بازار به کمتر از 140 میلیارد دلار رسید.
اولین بحث قیمت گذاری دستوری از دلار 4200 تومان شروع و در نهایت با ایجاد مرکز مبادله، دلار نیمایی ایجاد شد. در اشتباه بودن سیاست مورد نظر که قاعدتا شکی نیست؛ و منجر به کاهش قابل ملاحظه سودآوری شرکت ها، سهام داران و صندوق ها می شود؛ چرا که این موضوع منجر به منتفع شدن بخش کوچکی از جامعه از گپ قیمتی دلار آزاد و نیما خواهد شد؛ ضمن اینکه اعتماد به بازار سرمایه از بین رفته و کمتر می توان در این بازار تامین مالی کرد. با توجه به اینکه مشکلات دولت هم چنان پابرجاست انتظار میرود که دلار نیمایی و قیمت گذاری دستوری کماکان پابرجا باشد و به هنگام افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، نرخ نیما نمی تواند با افزایش همراه شود، چرا که سمت عرضه و تقاضا عملا خود دولت است.
اثر دیگر سیاست بر بازار سرمایه به این صورت است که شرکت های صادراتی از عرضه آن در بازار نیما امتناع می کنند و یا اینکه بهجای فروش صادراتی محصولات خود را در بورس کالا عرضه می کنند؛ چرا که در بورس کالا محصولات با توجه به نوع صنعت، با دلاری بیشتر نسبت به دلار نیما، قیمت گذاری می شوند. به طور کلی قیمت گذاری دستوری برای بازار سرمایه اثر منفی دارد.

انواع نرخ دلار
در ایران به دلیل شرایط اقتصادی، تحریمها و سیاستهای ارزی، چندین نوع نرخ دلار وجود دارد:
1. نرخ رسمی (دلار دولتی): این نرخ توسط بانک مرکزی تعیین میشود و برای واردات کالاهای اساسی و دارو استفاده میشود.
2. نرخ نیما: سامانه نیما (نظام یکپارچه معاملات ارزی) بستری است که صادرکنندگان و واردکنندگان در آن ارز را با نرخ نیمایی مبادله میکنند. این نرخ معمولاً بین نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد قرار دارد.
3. نرخ بازار آزاد (دلار آزاد): این نرخ توسط عرضه و تقاضا در بازار تعیین میشود و بالاتر از نرخ نیمایی است.
4. نرخ سنا: سامانه سنا نرخ متوسط معاملات ارزی صرافیها را ارائه میدهد و توسط بانک مرکزی منتشر میشود.
5. نرخ ارز توافقی: نرخهایی که در توافق بین صادرکنندگان و واردکنندگان با نظارت بانک مرکزی تعیین میشود.
تأثیر دلار بر بازار سهام ایران چگونه است؟
نوسانات نرخ دلار تأثیر قابل توجهی بر بازار سهام ایران دارد. افزایش نرخ دلار میتواند بر سودآوری شرکتها، به ویژه شرکتهای صادراتمحور و وارداتمحور و همچنین شرکتهای کامودیتی محور تأثیر بگذارد. به طور کلی میتوان تاثیر دلار بر بازار سهام را به صورت زیر بررسی کرد:
– شرکتهای صادراتی: با افزایش نرخ دلار، درآمدهای ارزی این شرکتها هنگام تبدیل به ریال افزایش مییابد که میتواند سودآوری آنها را بالا ببرد و در نتیجه قیمت سهام آنها افزایش یابد.
– شرکتهای وارداتی: افزایش نرخ دلار هزینههای واردات مواد اولیه را بالا میبرد که میتواند سودآوری این شرکتها را کاهش دهد و بر قیمت سهام آنها تأثیر منفی بگذارد.
– شرکتهای کامودیتی محور: شرکت هایی که صرفا صادرات محور یا واردات محور نیستند اما مواد اولیه و محصولات آنها دارای نرخ جهانی است. به طور مثالشرکتهای حاضر در صنایع فولاد، پالایشی، پتروشیمی نیز تحت ناثیر نوسانات قیمت دلار قرار میگیرند زیرا قیمت این مواد و محصولات در بورس کالا براساس نرخهای جهانی قیمت میخورد و حتی اگر بر سر این محصولات رقابت صورت گیرد ممکن است نرخ آنها بیشتر به دلار آزاد نزدیکتر از دلار نیما باشد.
تاثیر نرخ دلار نیما بر صنایع مختلف
نرخ دلار نیما در صنایع مختلف میتواند تاثیرات متفاوتی بگذارد، که در ادامه به بررسی صنایع مهم میپردازیم:
تاثیر نرخ دلار نیما بر صنعت پالایشی
صنعت پالایشی عملا صنعت کارمزدی است و دولت هم در بخش خریدار و هم در بخش فروشنده ظاهر می شود؛ محصولات اصلی که بیش از 80 درصد فروش شرکت را به خود تخصیص می دهند کاملا با دلار نیما معامله می شوند؛ سایر محصولات فرعی هم در بورس کالا و یا بورس انرژی معامله شده و به نوعی با دلاری بیشتر از نیما، قیمت گذاری خواهند شد. بنابراین این صنعت در صورت افزایش نرخ ارز در بازار ازاد جزو آخرین صنایعی است که افزایش قیمت دارند.

تاثیر نرخ دلار نیما بر صنعت روانکار
با توجه به اینکه ماده اولیه صنعت مورد نظر از شرکت های پالایشی خریداری می شود و محصولات به نوعی نسبت مواد اولیه در بحث قیمت آزادتر هستند. در مجموع قیمت گذاری دستوری در این صنعت نیز اثرگذار است ولی به نوعی از دلار نیمایی تاثیر مثبت می پذیرد.
تاثیر نرخ دلار نیما بر صنعت پتروشیمی
کلا جهت اینکه بتواینم اثر دلار نیمایی را متوجه شویم باید ببینیم که دولت در بخش خریدار محصولات یا فروشنده مواد اولیه به چه میزان در صنعت ظاهر می شود. در صنعت اوره اثرپذیری منفی است چرا که هم مواد اولیه( گاز طبیعی) از دولت خریداری می شود و هم محصولات بخشی از آنها به جهاد کشاورزی فروخته می شود؛ بخشی هم صادر میشود؛ بنابراین این صنعت در مجموع تاثیر منفی می پذیرد. صنعت دوده جزو صنایعی است که از قیمت گذاری دستوری اثر مثبت میپذیرد. چرا که مواد اولیه با دلار پایین تری خریداری میشود و در قیمت گذاری دوده، آزادی عمل بیشتری است.
صنعت متانول هم که هم در بخش ماده اولیه و هم در بخش نرخ محصولاتف کاملا با دلار نیمایی معامله می شود و بنابراین این صنعت نیز تاثیر منفی می پذیرد. صنعت شوینده نیز با توجه به اینکه بخشی از مواد اولیه با دلار نمیایی بورس کالا و از شرکت های پتروشیمی خریداری می کند و هم چنین با توجه به دستوری بودن قیمت محصولات نهایی و رقابتی بودن در این صنعت، عملا تاثیر منفی می پذیرد.
تاثیر نرخ دلار نیما بر صنعت دارو
صنعت دارو یک مرحله فراتر است و برای کلیت صنعت با دلاری پایین تر از دلار نمیا محصولات و مواد اولیه مورد معامله قرار می گیرند؛ قاعدتا بخشی از مواد اولیه و بسته بندی با دلار نیما معامله می شوند؛ ضمن اینکه بخشی از بهای تمام شده نیز هزینه سربار و دستمزد مستقیم بوده و این امر منجر به این خواهد شد که این صنعت نیز تاثیر منفی می پذیرد.

تاثیر نرخ دلار نیما بر صنعت فلزات
در بخش فولاد بسته به نوع محصول اثرگذاری متفاوت است. برای محصولات فولاد مبارکه با توجه به انحصاری بودن، رقابت برای خرید محصولات زیاد است و با دلار به مراتب بالاتر از نیما معامله می شوند؛ در حالیکه برای خرید مواد اولیه عملا دلار نیمایی مورد استفاده قرار می گیرد. برای محصولات شمش و اسلب هم محصولات با دلار بورس کالا و تا حدی بالاتر از نیما معامله خواهند شد. برای محصولات مذکور اثرپذیری منفی است؛ چرا که رشد هزینه تولید و در بخش سربار و دستمزد مستقیم رشد آن نسبت به فروش بیشتر شده است. برای آلومینیوم شرایطی مشابه فولاد مبارکه مطرح است؛ چرا که دلار محصولات بالاتر از دلار مواد اولیه است. برای سایر شرکت ها که مواد اولیه آهن اسفنجی یا شمش می باشد، تاثیرپذیری مثبت است؛ چرا که مواد اولیه با دلار نیمایی و محصولات از جمله ورق با دلار بالاتری معامله می شوند. در این زمینه میتوان به شرکت هاییی از جمله فسپا و فولاژ اشاره کرد.
تاثیر نرخ دلار نیما بر صنعت غذایی
در این صنعت بسته به نوع محصولات و اینکه قیمت های جهانی در چه وضعیتی باشد، اثرپذیری متفاوت است. به فرض برای شرکت های روغنی، با توجه به دلاری بودن مواد اولیه و با وجود خرید با دلار نیمایی، قیمت گذاری دستوری برای روغن و تاخیر در انطباق قیمت این محصولات با قیمت واقعی، اثر منفی می پذیرد. برای سایر شرکت های غذایی عمدتا تاثیرپذیری مثبت است؛ چرا که به دلیل نهایی بودن محصولات، محصولات با دلاری بالاتر از مواد اولیه صورت میگیرد.
تاثیر قیمت دلار بر چرخه تامین و فروش شرکتها
با توجه به اینکه مواد اولیه یا دلاری به نرخ ریال یا دلار وابسته باشند، میتوان تاثیر دلار را به صورتهای زیر بررسی کرد:
مواد اولیه دلاری – تولیدات ریالی
شرکتهایی که مواد اولیه خود را با دلار وارد میکنند یا در بورس کالا بر اساس نرخهای جهانی تهیه میکنند اما محصولات خود را در بازار داخلی و به ریال میفروشند افزایش نرخ دلار هزینههای تولید این شرکتها را افزایش میدهد، در حالی که درآمدهای آنها به ریال ثابت میماند یا کمتر افزایش مییابد. این موضوع میتواند حاشیه سود آنها را کاهش داده و تأثیر منفی بر سودآوری و قیمت سهام آنها داشته باشد.
مواد اولیه ریالی – محصولات دلاری
شرکتهایی که مواد اولیه را با ریال تهیه میکنند اما محصولات خود را صادر کرده و یا در بورس کالا براساس نرخهای جهانی و به دلار میفروشند افزایش نرخ دلار باعث میشود درآمدهای ارزی آنها هنگام تبدیل به ریال افزایش یابد، در حالی که هزینههای تولید ثابت میماند. این موضوع میتواند سودآوری این شرکتها را افزایش داده و تأثیر مثبتی بر قیمت سهام آنها داشته باشد.
مواد اولیه و محصولات دلاری
شرکتهایی که علاوه بر واردات مواد اولیه، محصولات خود را صادر میکنند یا مواد اولیه و محصولات خود را از طریق بورس کالا و بر اساس نرخهای جهانی تهیه یا به فروش میرسانند، تاثیر زیادی از نوسانات دلار میپذیرند. تأثیر نرخ دلار بر این شرکتها بستگی به میزان واردات و صادرات یا تغیرات قیمت مواد اولیه و محصولات و حتی میزان رقابت بر سر آنها دارد. اگر ارزش صادرات بیشتر از واردات باشد، یا تغییرات نرخهای جهانی و میزان رقابت محصولات بیشتر از مواد اولیه باشد، افزایش نرخ دلار میتواند به نفع آنها باشد.
مواد اولیه و محصولات ریالی
شرکتهایی که تمام فعالیتهای آنها در داخل کشور و به ریال است. این شرکتها به طور مستقیم از نوسانات نرخ دلار تأثیر نمیپذیرند، اما ممکن است به صورت غیرمستقیم و از طریق تأثیرات تورمی و تغییرات اقتصادی کلان، تحت تأثیر قرار گیرند.
سخن آخر
هر شرکتی با توجه به اینکه تامین یا فروش کالای آن به دلار وابسته باشد میتواند از نرخ دلار تاثیر بپذیرد. به طور کلی، افزایش نرخ دلار میتواند منجر به تورم و افزایش هزینههای تولید در اقتصاد شود که بر تمام شرکتها تأثیر میگذارد. همچنین، تغییرات نرخ ارز بر قدرت خرید مصرفکنندگان و تقاضا برای محصولات تأثیربسزایی خواهد داشت.





